دو حکايت ....

- نقل است گبری بود در عهد شيخ بايزيد ‌؛‌ گفتند مسلمان شو ؛ گفت : « اگر مسلمانی اين است که بايزيد می کند من طاقت ندارم و اگر اين است که شما می کنيد آرزو نمی کنم . »

- ابوحازم به قصابی بگذشت که گوشت می فروخت . قصاب گفت : يا باحازم از این گوشت بخر که فربه است . گفت سيم ندارم . گفت زمانت دهم . گفت : من خود را زمان دهم نيکوتر از آن که تو زمان دهی .

 

ای  دوست  ميان  ما  جدايی  تا کی؟

چون من توام اين منی و مايی تا کی؟

 

با غيرت تو نشان غيری چو نماند

پس در نظر اين غير نمايی تا کی؟

 

 

احسان 

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضي

گاهي جدايي خود باعث خودسازي است

حاج صفدر

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

امانت ع ش ق * دختر پاییزی *

ز کجا بايد گفت؟.....سکوت..سکوت...سکوت..زندگی زيباست..دنيا بزرگ است...به اندازه ای که تمام انسانها در آن به دنيا آمدند..بيايند..زندگی بکنند...و عاشق باشند...و اين پايان راه است...پايان يک تنهايی..تصويری خام در ذهن انسانها...عشق سر آغاز تنهايی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!سلام...خوشحالم از آشنايی با شما و وبلاگتون....از شما دعوت ميکنم به کلبه تنهايی من بياين و فرياد بی صدای مرا بشنوی..پس منتظرتونم...تو این شبهای عزیز خیلی التماس دعا دارم..شهادت امام مرتضی علی مولای متقین رو به شما تسلیت عرض می کنم...التماس دعا ..(دختر پاییزی)

sayeh

---دوباره خوندنش هم قشنگ بود---

مرتضی

چرا اینقدر دیر به روزش می کنی؟

شایسته

تا دل هرزه گرد من رفت به چين زلف تو /// زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند...سلام دوست عزيز ممنون از اين همه محبتی که نسبت به شعرها و وبلاگ من داشتيد .تا اسم وب شما رو ديدم اولين چيزی که به ذهنم رسيد همين شعر حافظ بود که نوشتم .. شما هم مطالب جالبی داريد من هم به متون عرفانی علاقه دارم .در مورد تبادل لينک هم موردی نداره خوشحال می شم که توی ليست دوستان شما باشم وموفق و شاد باشيد

تنها

چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که دیروز ما وقت نکردیم از او تشکر کنیم اگه وقت کردی بیا پیشم خوشحال میشم

سعيد صادقی

ای دوست دل از جفای دشمن در کش/با روی نکو شراب روشن درکش با اهل هنر گوی گوی گريبان بگشای/وز نا اهلان تمام دامن در کش